CINOVA / MAGAZINE

پرونده فیلمزی | آگاتا کریستی و هنرِ فریب

فیلمزی با مجموعه تازه «پرونده فیلمزی؛ آدم‌های خاص سینما» سراغ چهره‌هایی می‌رود که جهان داستان، سینما و فرهنگ عامه را تغییر داده‌اند.

پرونده فیلمزی | آگاتا کریستی و هنرِ فریب
فیلمزی با مجموعه تازه «پرونده فیلمزی؛ آدم‌های خاص سینما» سراغ چهره‌هایی می‌رود که جهان داستان، سینما و فرهنگ عامه را تغییر داده‌اند.

«پرونده فیلمزی، آدم‌های خاص سینما» مجموعه‌ای تازه است که در هر قسمت به سراغ یکی از چهره‌های تأثیرگذار دنیای سینما، ادبیاتِ سینمایی و روایت آنها می‌رود. آدم‌هایی که آثارشان فقط به چند فیلم، کتاب یا شخصیت محدود نمانده و شیوه قصه‌گویی و نگاه مخاطب را تغییر داده‌اند.

لینک کامل ویدئو را در یوتیوب می توانید مشاهده کنید

نخستین پرونده این مجموعه به آگاتا کریستی اختصاص دارد. نویسنده‌ای که فقط قاتل را پنهان نمی‌کرد، بلکه مخاطب را وادار می‌کرد سؤال اشتباهی بپرسد.

نویسنده‌ای که بیش از ۶۰ رمان جنایی نوشت، هرکول پوآرو و خانم مارپل را خلق کرد و برای چند نسل از مخاطبان، «معمای قتل» را به چیزی فراتر از پیدا کردن قاتل تبدیل کرد.

در این ویدئو اما قرار نیست فقط زندگی کریستی یا آثار معروفش مرور شود. مخاطب از همان ابتدا وارد یک پرونده جنایی می‌شود. مردی روی صندلی افتاده، لیوانی شکسته روی زمین دیده می‌شود، ساعت ۹:۴۷ را نشان می‌دهد و شش نفر در اطراف او حضور دارند.

یکی از آن‌ها ممکن است قاتل باشد. یا شاید اصلا سؤال اصلی چیز دیگری باشد.

شخصیت‌های لیلا، کامران، مرضیه، رضا، سارا و دکتر شخصیت‌های واقعی زندگی آگاتا کریستی نیستند. آنها برای این پرونده طراحی شده‌اند تا مخاطب نه فقط درباره ترفندهای کریستی بشنود، بلکه خودش گرفتار همان ترفندها شود.

هرکدام از این شخصیت‌ها نماینده یکی از انگیزه‌های کلاسیک در داستان‌های جنایی هستند: حسادت، طمع، عشق، ترس، انتقام و احساس گناه.

لیلا نخستین مظنون پرونده است. او سال‌ها برای مردی که در مرکز ماجرا قرار دارد کار کرده، اما موقعیتی که تصور می‌کرد حق اوست به فرد دیگری رسیده است. کمی قبل از حادثه نیز صدای مشاجره آن‌ها شنیده شده.

انگیزه لیلا آنقدر واضح است که به‌راحتی می‌تواند نگاه مخاطب را به خود جلب کند و دقیقا به همین دلیل در داستان حضور دارد.

کریستی بارها از همین روش استفاده می‌کرد. یک انگیزه آشکار را جلوی چشم مخاطب قرار می‌داد و اجازه می‌داد ذهن او خودش بقیه داستان را بسازد.

لیلا در واقع راه ورود پرونده به یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های آثار کریستی است: آنچه بیشتر از همه دیده می‌شود، لزوماً حقیقت نیست.

در ادامه، هر یک از مظنون‌ها بخشی دیگر از جهان آگاتا کریستی را باز می‌کنند.

کامران با موضوع ارث و داروها ما را به دانش کریستی درباره سموم می‌رساند؛ دانشی که از تجربه واقعی او در بیمارستان و داروخانه در جریان جنگ جهانی اول آمده بود.

مرضیه با عشق، خیانت و فروپاشی یک رابطه، مسیر روایت را به زندگی شخصی خود کریستی می‌برد؛ به سال ۱۹۲۶ و ناپدیدشدن مرموز ۱۱روزه او.

رضا نشان می‌دهد که دروغ‌گفتن همیشه به معنای قاتل‌بودن نیست. سارا پرونده را به مرز مبهم میان انتقام و عدالت می‌برد؛ همان چیزی که در «قتل در قطار سریع‌السیر شرق» نیز یکی از مهم‌ترین مسائل داستان است.

و دکتر یادآور این نکته است که گاهی یک قضاوت اشتباه می‌تواند به اندازه یک تصمیم عمدی سرنوشت‌ساز باشد.

#اخبار سینما#اخبار فیلم و سریال
این مطلب را به اشتراک بگذارید
تلگرام واتساپ فیسبوک
READ NEXT

مطالب مرتبط